
با سلام.
این وبلاگ در مورد ادیبات غنی فارسی و هنرمندان معاصر و گذشته است.امیدوارم حداکثر استفاده را از این وبلاگ به کمک شما ونظراتتان ببرید.
درباره ی نظر دادن هم بگویم ما خوش حال می شویم که شما نظر بدهیدو رغبت ما به کار بیش تر می شود ولی اگر دوست ندارید که میل خودتان است.ولی یک آدم با مرام این کار رو می کنه و نظر می ده.
اخبار وبلاگ:
اضافه شدن سیستم پیام نگار به بلاگ


برو ای دوست برو
برو ای دختر پالان محبت بر دوش
دیده بر دیده ی من مفکن و نازم مفروش
من دگر سیرم .... سیر
به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پست
تف بر آن دامن پستی که تو را پرورده ست
* * * *
کم بگو جاه تو کو؟ مال تو کو؟ برده ی زر
کهنه رقاصه وحشی صفت زنگی خر
گر طلا نیست مرا... تخم طلا .... مَردم من
زاده رنجم و پرورده دامان شرف
آتش سینه صدها تن دلسردم من
دل من چون دل تو صحنه دلقک ها نیست
دیده ام مسخره خنده چشمک ها نیست
دل من مأمن صد شور و بسی فریاد است
ضربانش جرس قافله زنده دلان
طپش طبل ستم کوب ستم کوفتگان
چکش مغز ز دنیای شرف روفتگان
«تک تک» ساعت، پایان شب بیداد است
دل من، ای زن بدبخت هوس پرورِ پست
شعله آتش «شیرین» شکن «فرهاد» است
حیف از این قلب، از این قلب طرب پرور درد
که به فرمان تو، تسلیم تو جانی کردم
حیف از آن عمر که با سوز شراری جانسوز
پایمال هوسی هرزه و آنی کردم
در عوض با من شوریده چه کردی نامرد؟
دل به من دادی! نیست؟
صحبت از دل مکن، این لانه شهوت، دل نیست
دل سپردن اگر این است که این مشکل نیست
هان! بگیر، این دلت.... از سینه فکندیم به در
ببرش دور ببر
ببرش تحفه زبهر پدرت، گرگ پدر

ادامه مطلب...

شمس الدين محمد ملقب به لسان الغيب غزلسرای بزرگ و نامی ايران در قرن 8 ميزيست. تاريخ دقيق ولادت وی مشخص نيست شايد حدود سال 727 . گويند پدرش بهاالدين بازرگانی اصفهانی بوده كه در كازرون با زنی از آن محل ازدواج كرده و خيلی زود در ايام كودكی شمس الدين محمد از دنيا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پيش گرفت و برای كسب نان به كارهای سخت و توانفرسا پرداخت و به سختی به تحصيل علوم پرداخت و در مجالس درس علما و بزرگان زمان خود حضور يافت.و چون در ايام جوانی حافظ قرآن بود حافظ تلخص كرد.وفات وی در شصت و چند سالگی در سال 792 يا 791 اتفاق افتاد .
ادامه مطلب...

سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.
او
در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش
حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به
سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار
که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در
کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا
خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در
حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
ادامه مطلب...
کلاه
تدی گفت : "این کلاهه"
من هم سرم گذاشتمش یکراست
حالا بابا می گوید : "این لعنتی
لوله باز کن توالت کجاست ؟"
دختر مسخره
وقتی مامانش گفت : "غذا نخور با دست ! "
دختره ی مسخره گرفت نشست ،
بس که شیطون بود و بلا
غذایش را خورد با پا !
مبارک باشد
کسی جورابی اویزان نمی کند ،
کلوچه ای نمی پزد ،
و به اسمان نگاه نمی کند
برای دیدن ستاره ی تازه ای
کسی حرف نمی زند از برادری
کسی هدیه نمی دهد به کسی
خلاصه این که درخت کریسمس را
دوست ندارد هیچکس
سه ماه گذشته از کریسمس . . .

تاگور امروزه یک شاعر، نقاش و سراینده ای بزرگ است که قدرت تخیل و بیانش اعجاز آمیز است. وی یک شخصیت ملی و مبارزه جو است که به دلیل محبت و احترام به انسانیت در قلب همه مردم جهان جا دارد.
«رابیند رانات تاگور Rabidranath Tagor» شاعر، متفکر و نابغه ی هندی درششم ماه مه سال ۱۸۶۱ درشهر کلکته درخانواده مهاراجه ای که ثروتش از پارو بالا می رفت متولد گردید و درهفتم اوت ۱۹۴۱ در شهر کلکته در۸۰ سالگی درگذشت . درآغاز قرن نوزدهم مرد متفکری به نام «راجا را موهان روی » نهضت تازه ای در ادب و فلسفه بنیاد نهاد؛ نهضتی که عظمت آن را هیچ مرد متفکر اروپایی نمی تواند دریابد و همین نهضت بود که صد سال بعد توانست هندی آزاد ومستقل به وجود آورد. تاگور از پیروان شایسته این نهضت عظیم بود. او از محیط مدرسه و معلمین خصوصی تنها توانست .........
ادامه مطلب...

